
بساعت ۹ شب وقتی میانه بود، میانها در آن میان.دوشنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۲ بود.و فالی که گرفت:ای سروِ نازِ حُسن که خوش میروی به ناز / عُشّاق را به نازِ تو هر لحظه صد نیازفرخنده باد طلعتِ خوبت که در ازل / بُبْریدهاند بر قدِ سَرْوَت قبایِ نازآن را که بویِ عَنبر زلفِ تو آرزوست / چون عود گو بر آتشِ سودا بسوز و سازپروانه را ز شمع بُوَد سوزِ دل، ولی / بی شمعِ عارضِ تو دلم را بُوَد گدازصوفی که بی تو توبه ز مِی کرده بود، دوش / بِشْکَست عهد، چون درِ میخانه دید بازاز طعنهٔ رقیب نگردد عیارِ من / چون زر اگر بَرَند ...
ادامه مطلب